من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام


عشق به آزادی ، سختی جان دادن را


بر من هموار می سازد.


عشق به آزادی   مرا همه ی  عمر درخود گداخته است .


آزادی معبود من است .


به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است.


هر دردی بی درد است.


هر زندانی  رهایی است .


هر جهادی  آسودگی است .


هر مرگی حیات است.


آخر، ...چه بگویم ؟


من تنهایی را از آزادی بیش تر دوست دارم .


وحال می خواهم چه كنم؟


قلب كه می زند برای كیست ؟


برای چیست؟


وصبح كه سر بر می كشد برای كیست؟


برای چیست ؟


رفیقان من با من مدارا كنید!


به پرتگاه چه نیستی ای زندگی من خواهد لغزید؟


فراخنای زمین ،سخت تنگ است.


                                                      احمد شاملو