تنهایی، آزادی (احمد شاملو)
من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام
عشق به آزادی ، سختی جان دادن را
بر من هموار می سازد.
عشق به آزادی مرا همه ی عمر درخود گداخته است .
آزادی معبود من است .
به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است.
هر دردی بی درد است.
هر زندانی رهایی است .
هر جهادی آسودگی است .
هر مرگی حیات است.
آخر، ...چه بگویم ؟
من تنهایی را از آزادی بیش تر دوست دارم .
وحال می خواهم چه كنم؟
قلب كه می زند برای كیست ؟
برای چیست؟
وصبح كه سر بر می كشد برای كیست؟
برای چیست ؟
رفیقان من با من مدارا كنید!
به پرتگاه چه نیستی ای زندگی من خواهد لغزید؟
فراخنای زمین ،سخت تنگ است.
احمد شاملو
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 2:19 توسط محسن محمدی
|