Dika Newlin (1923 -2006)
Dika Newlin (1923 -2006)
در گذشت دایکا نیولین، آهنگساز و موسیقی شناس
 
 
یک نابغه در جهان امروز چه شکلی دارد؟
خانم دایکا نیولین، موسیقی دانی که اولین سمفونی خود را در سن 11 سالگی به وجود آورد و سپس یک آهنگساز و موسیقی شناس برجسته شده و در سنین 70 و 80 سالگی به نامتعارف ترین موزیسین پانک/راک مبدل شد، روز 22 جولای در سن 82 سالگی درگذشت. البته به کاربردن لغت "نامتعارف" نمیتواند برای بیان وجود بسیار خارق العاده او کافی باشد. او بسیار ریزنقش، درخشان و وحشی بود و معمولا با موهایی به رنگ آتش دیده میشد.

دکتر نیولین در یک مصاحبه انجام شده در سال 1996 گفته بود:" شناخت و درک من کار مشکلی است زیرا من مشغولیات متعدد و بسیار متفاوتی دارم". تنها کار مداومی که او در طول زندگی خود انجام داد، تدریس در دانشگاه های متعدد بود که تا دو سال قبل و زمان بازنشستگی او ادامه یافت.

آخرین دگردیسی او، رفتن به قالب یک نوازنده پانک/راک با لباسهای چرم و موهایی نارنجی بود که گاهی هم در نقش الویس ظاهر میشد و ترانه هایی چون "ترانه های عاشقانه برای کسانی که از یکدیگر متنفرند" Love Songs for People Who Hate Each Other ، به قلم خودش، را اجرا کرد.

دکتر نیولین در دوران نوجوانی توانست به مدد مطالعات خود، در میان شاگردان آرنولد شوئنبرگ Arnold Schoenberg ( 1951-1874 آهنگساز اتریشی/آمریکایی و از پیشگامان موسیقی آتونال) پذیرفته شود و بعدها، از میان آخرین دانشجویان بازمانده شوئنبرگ، برای نوشتن مدخل مربوط به وی برای دائره المعارف بریتانیکا Encyclopaedia Britannica انتخاب شد.

خانم سابینه فیست Sabine Feisst، پروفسور موسیقی شناسی دانشگاه آریزونا، که مشغول نوشتن کتابی درباره دکتر نیولین است، او را "یکی از پیشگامان آمریکایی پژوهش در باره شوئنبرگ" میداند.

رساله دکترای نیولین به شکل کتابی با نام "براکنر، ماهلر و شوئنبرگ" Bruckner, Mahler, Schoenberg به چاپ رسیده است. او همچنین به کار ترجمه آثار آلمانی شوئنبرگ به انگلیسی پرداخت و انتشار خاطرات نیولین از دوران تحصیل نزد شوئنبرگ توانست جنبه های بسیار صمیمانه ای از وجود او را، هر چند در حد یک نگاه اجمالی، در اختیار علاقمندان قرار دهد.

قطعات موسیقی ساخته دکتر نیولین نیز بازتابی از شیوه خلاقانه شوئنبرگ هستند. این آثار شامل سه اپرا، یک سمفونی مجلسی، یک کنسرتو پیانو و چندین قطعه مجلسی، قطعات آوازی و آثار چند رسانه ای هستند. در سال 1999، او در یک اجرای مجلل از "پیروی دیوانه" Pierrot Lunaire ، اثر شوئنبرگ -به ترجمه خودش-ظاهر شد و آواز خواند.

او در دوران پانک خود، در چند فیلم ترسناک به تهیه کنندگی مایکل د. مور Michael D.Moore ظاهر شد. او در فیلم Creep محصول سال 95 و به کارگردانی تیم ریتر Tim Ritter، در نقش شخصیتی با ژاکت چرمی موتور سواری ظاهر شد که داخل بسته های غذای کودک یک سوپر مارکت سم میریزد.

دکتر فیست اعتراف میکند که چنین کارهایی را " گیج کننده و اضطراب آور" میدانسته اما بالاخره متوجه شده است که همه اینها، بخشی از وجود دایکا به شمار میرود.

مور یک فیلم به نام "دایکا: شهر آدمکشی" Dika: Murder City را نیز کارگردانی کرده که مستندی درباره نیولین است.

تولد و دوران نوجوانی
دایکا نیولین، تک فرزند خانواده، در سال 1923 در پورتلند اورگون متولد شد. نام او که توسط مادرش انتخاب شده، نام یک زن آمازونی در یکی از اشعار سافو (شاعره یونان باستان) بوده است.

والدین او که هر دو فرهنگی بودند، به میشیگان نقل مکان کردند تا در دانشگاه آن به تدریس بپردازند. دایکا خواندن لغت نامه را در 3 سالگی، نواختن پیانو را در 6 سالگی و آهنگ سازی را در 7 سالگی آغاز کرد. او در 5 سالگی به مدرسه ابتدایی وارد شد و این دوره را در 8 سالگی به پایان رسانید.قطعه سمفونیک Cradle Song او، در سن 11 سالگی ساخته شده است. سه سال بعد این قطعه به رهبری ولادیمیر باکالینکوف Vladimir Bakaleinikoff توسط ارکستر سمفونی سین سیناتی اجرا شد.

نیولین پس از اتمام تحصیلات دبیرستانی خود در سن 12 سالگی، در کالج میشیگان پذیرفته شد و بنا بر گزارش نیویورک هرالد تریبون سال 1939، او دارای بالاترین بهره هوشی (IQ) در تاریخ این مدرسه بوده است. او در زمان چاپ این مطلب برای شنیدن اجرای یکی از آثارش به نیویورک آمده بود.

دایکا در 16 سالگی همراه با مادرش به لوس آنجلس آمد تا با تحصیل در دانشگاه کالیفرنیا از کلاسهای شوئنبرگ که در این دانشگاه تدریس میکرد، بهره مند شود. کتاب خاطرات او که در سال 1980 منتشر شد، مربوط به همین دوران است و "به یاد شوئنبرگ: یادداشتهای روزانه و خاطرات" Schoenberg Remembered: Diaries and Recollections نام دارد.

او درجه دکترای موسیقی شناسی خود را در سن 22 سالگی از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. او تحت راهنماییهای آرتور اشنابل Artur Schnabel1951-1882 نوازنده و مدرس پیانو کلاسیک و رادولف سرکین Rudolf Serkin 1991-1903 پیانیست اتریشی به یادگیری پیانو پرداخت و حدود شش کار استودیویی پیانو در آمریکا و اروپا انجام داد.

سالهای آخر
در سال 2004، تعدادی از ترانه های پانک او در آلبومی به نام Ageless Icon: The Greatest Hits of Dika Newlin منتشر کرد.

او در یک مصاحبه گفته بود که همواره آرزو داشته یک گروه موسیقی راک راه بیاندازد و گروه او حقیقتا نشان خاص دکتر نیولین را به همراه داشت. چه کس به غیر از این زن شگفت انگیز میتوانست موومان چهارم از کوارتت زهی شماره دو شوئنبرگ را در ترانه پانک Alien Baby به کار ببرد؟

"من بیش از زمانی که بچه بودم، احساس کودکی میکنم. من بیش از پیش کوشش میکنم تا در لحظه زندگی کنم و کاری را تنها برای اینکه احساس خوبی به من میدهد انجام دهم."

دکتر نیولین، هرگز ازدواج نکرد، و از او هیچ خویشاوند درجه یکی باقی نمانده است.

www.styleweekly.com , www.nytimes.com

نگاهی به باله فندق شكن اثر چايكوفسكي

اختصاصی موسیقی هنری ایران: شاید بسیاری از ما داستان زندگی نابغه بزرگ دنیای علم "آلبرت انیشتین" و اصرار روسای مدرسه به ترک تحصیل او را شنیده باشیم؛ اما شنیدن داستان زندگی یکی از بزرگان دنیای موسیقی که او نیز چنین وضعیت مشابهی را تجربه کرده است خالی از لطف نیست.

پیوتر ایلیچ چایکوفسکی در سال 1840 در در شهر وتکینسک روسیه در خانواده ای سه نفره به دنیا آمد که بعدها تعداد اعضای خانواده به هشت نفر افزایش یافت. پدرش "ایلیا چایکوفسکی" مهندس معدن بود و او در سن شش سالگی به زبان های فرانسه و آلمانی آشنایی کامل داشت و حتی در هفت سالگی اشعاری به زبان فرانسه می سرود. در همین دوران بود که آموختن پیانو را نزد "رودلف کاندینگر" آغاز کرد. کاندینگر بیش از هر کسی اصرار داشت که پیوتر را از انتخاب موسیقی به عنوان شغل منصرف کند؛ اما سرنوشت به گونه ای دیگر به او روی نمایان کرد و دست تقدیر مانع از شناساندن این موسیقیدان بزرگ به دنیای موسیقی نشد. او  در سال 1850 در کلاس های مدرسه حقوق سن پترزبورگ حضور یافت و پس از فارغ التحصیلی در سال 1859 بعنوان کارمند دفتری در وزارت دادگستری مشغول به کار شد در حالی که آموزش های موسیقی خود را نیز تحت نظر "نیکلای زارمبا" ادامه داد، تا با افتتاح کنسرواتوار موسیقی سن پترزبورگ در سال 1862، در آنجا نام نویسی کرد. استعداد و اشتیاق فوق العاده او از چشمان مدیر کنسرواتوار "آنتوان روبن اشتاین" به دور نماند و او را به شرکت در تمامی کلاس های هنرستان و حتی رهبری ارکستر تشویق کرد، اگر چه او هرگز نتوانست وحشت روبرو شدن با ارکستر را به عنوان رهبر از خود دور کند. پیوتر جوان در سال 1863 از وزارت دادگستری استعفا کرد تا بصورت تمام وقت زندگی خود را وقف موسیقی کند. او در سال 1866 از کنسرواتوار موسیقی فارغ التحصیل شد و برای تدریس به کنسرواتوار موسیقی مسکو رفت و در آنجا تدریس تئوری موسیقی و هارمونی را به عهده گرفت. در آنجا بود که بطور حرفه ای آهنگسازی را آغاز کرد و در اولین سال اقامت در مسکو اپرای "وی ودا" (voyvoda) را ساخت. بين سال هاي 1868 تا 1875 ساخت سمفوني هاي 2 و 3 و 4 و اورتور رومئو و ژولیت را به اتمام رساند و در سالهای 1876 باله "دریاچه قو" و 1890 باله "زیبای خفته" را ساخت و پس از بازگشت از یک سفر یک ساله  به آمریکا - به دعوت "والتر دامروش" موسس و رهبر ارکستر سمفونیک نیویورک- در سال 1892 باله "فندق شکن" را تصنیف کرد. چایکفسکی در سال 1893 موفق به اخذ دکترای افتخاری موسیقی از دانشگاه کمبریج شد و در همان سال نوشتن سمفونی 6 خود را -که به اعتقاد وی بهترین اثر او بوده است- به اتمام رساند و  چند روز بعد بر اثر بیماری وبا درگذشت.

باله فندق شکن (اپوس 71) در دو پرده و سه تابلو، سومین و آخرین باله چایکوفسکی، مانند دو باله دیگر او با تنظیم ماریوس پپتا (1818-1910) -بنیانگذار مکتب رقص کلاسیک روسیه و سرپرست باله تئاتر سلطنتی سن پترزبورگ– به صحنه آمد که این باله به دلیل ابداعات خاص موسیقی چایکوفسکی، جذاب تر از دو باله قبلی به نظر می رسد. موضوع باله "فندق شکن" از داستانی رویا گونه به نام "فندق شکن و شاه موشان" اثر "هوفمن" اقتباس شده است و به اعتقاد "الکساندر دوما" پدر قسمت هایی از تابلو اول این باله از زیباترین آثار چایکوفسکی برای ارکستر است. این سوئیت از چندین بخش ساخته شده است: مقدمه؛ رقص ها (مارش، رقص پری نبات، رقص روسی، رقص عربی، رقص چینی و رقص فلوت ها) و والس "گل ها". مقدمه این باله فضایی مسحور کننده دارد که در آن سازهای زهی باس نقشی را بر عهده ندارند. رقص چینی دلفریب و باریک اندیش است و رقص عربی احساسی بسیار زیبا و موقرانه دارد. رقص فلوت ها یکی از زیبا ترین بخش های این سوئیت است که دو فلوت یک دوئت شیرین را به نمایش می گذارند، در حالی که گروه زهی ها در محدوده صوتی پایین خود آنها را همراهی می کنند و در بخش میانی که فضایی محزون حاکم است، گروه بادی های برنجی خود نمایی می کنند که بوسیله زهی ها تقویت شده و بزودی در طنین دلنشین تم اصلی حل می شود. رقص پری نبات از مسحور کننده ترین قطعات این مجموعه در گام لا ماژور نوشته شده که استفاده زیرکانه از چلستا به آن فضایی رویا گونه و سحر انگیز بخشیده است. و در نهایت والس "گل ها" که بزم و جشن و سرور را به نمایش می گذارد پایان بخش این باله زیبا و دلفریب است.

نوشته: احمد رضا قنبری